جدیدترین نوشته های من
گفتگو با استاد شهریار
۱. سلام و احترام خدمت استاد شهریار عزیز, شاعر شیرین کلام ایران. خیلی خوشحالم شما رو از نزدیک ملاقات ...
جهانی گریست
آسمان, آبیْ سیاه، قاطی بود.
ماه به زحمت زمین را مهتاب داده بود.
قایقی با امواجِ عصبانیِ دریا بالا ...
اندازه
ز وقتی گفتار زیاد شد، یادداشت غریب شد. کلام قدرت گرفت و قلم ضعیف.
زبان، گرم چرخش شد و قلم، سردِ ...
تقصیر باد بود
ابرها توی صف همدیگر را هول دادند.
تقصیر باد بود.
تکه ابر بزرگی روی خورشید افتاد.
سایهی بزرگتری ...
غم باد
صدای شکستن بغض ماگ،
آنجا که لبم را روی لبهی نازک استکان کمرباریک میگذارم
ترَکِ باریکی از غم، درو...
پرسش یک میلیون دلاریِ نوشتن؟
چگونه مطمئن شویم که کمیتمان به کیفیتمان خواهد انجامید؟
پُرنویسی بدون خوب نگاه کردن به در و دیوار ...
نور
ماه خورشید را پشتش پنهان کرد
خورشید به ماه چنگی زد و نور بر صورت زمین پاشید
آنگاه
آسمان مهتابی ش...
زیر چتر لندن (قسمت سوم)
اختلاف دما در ساعات پایانی شب بیشتر میشد و پچپچ باد در گوش درختان بلندتر. سارا نشسته بود پشت ماشی...
زیر چتر لندن (قسمت دوم)
هوا سرد و سردتر میشد و آنها نمیتوانستند بخاری ماشین را روشن کنند. به استیشن باطری خیلی نزدیک شده ب...
غرقاب
رد پای ماهی و روغن سوخته تا وسط خیابان دیده میشد. مردی لاغر که حدود دو متر قد داشت وارد رستوران شد....
درباره من
من نه شاعرم نه نویسنده. باغبانی هستم قیچیدار
که عقلش را در حلقهی قیچی و احساسش را در تیزی آن میاندازد.
این روزها همه مشغول نوشتنند. بعد از آمدن موبایل و امکانات حافظهسوزش, راننده هم پشت رول مینویسد و پیادهرو پر است از عابران نویسنده.
من مینویسم از آنچه در قلبم کاشتهام و در فکرم پروریدهام. هرس میکنم گزافهواژههایی را که چون علف هرز لابلای جملات میرویند و اگر دیر بجنبم گلْکلماتم را میخشکاند.
من مینویسم جملاتی که به شوق آورد اهل پرواز را برای پریدن
و عاشق را برای عشقورزیدن
و غمزده را برای ذوقِ زیستن.
به وبباغ من خوش آمدید.